اگـراشـکــم شــود درمـان دردم

بـگـیریـم در کـنار آهـی سـردم

نـفـس در سینه می پیـچـد برایت

میــان مرگ و زیستـن در نبـردم

 

       ********

+ نوشته شده در  15 Dec 2013ساعت 23:46  توسط فرشته کمال  | 

 

 

       

 

فریاد

 ای یـار کاش بشنوی دمـی فـریادم

 کـه فراقـت بسوخـت آخـر بنیـادم

 شاد زی ای عـزیـز مـن تا قـیامت

 فــرامـوش کـن مـیـروی از یـادم

 

            *******

                                  

 

+ نوشته شده در  8 Dec 2013ساعت 16:37  توسط فرشته کمال  | 


 (هنوز آدمیت نمرده است)
هر که را بردیده جا د ادم اشکی شد بمن
عا قبت  بر رویم چکید
و
برسرم چوباران باريد .
چو ژاله بر فرقم ریخت
 مثل رعد غرید
همچون الماسک بر قلبم زد
 چون ابر تيره
لطف خورشید را مانعم شد
اما....
هيچ گاهي
چون ماه مهر بان آسمان بر من ندرخشید
 چون سو سوی ستاره گان مرا نزدش نخواست
هــــر گز......
چون آفتاب بر قله هاي سرد دلم نتابيد.
ديگر  مرا بس است...ولی باور دارم که
آدمیت نمرده است.
فرشته كمال

 

+ نوشته شده در  8 Dec 2013ساعت 16:23  توسط فرشته کمال  | 

 

در قاب چشمانم  ديرينه چه تصويراست
در قید قلم یارب تقدیر چه تحريراست؟
من عاشق تو گشتم تو عشق  دگر داری
شاید که بساط عشق در قسمت تقديراست .

+ نوشته شده در  8 Dec 2013ساعت 16:14  توسط فرشته کمال  | 

 

دریافت کد قفل کلیک راست چت روم

قالب